غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

202

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

يكدو فرسخ مسافتست پرتو وصول انداخت و سلطان مسعود ميرزا اين خبر شنوده با معدودى از ملازمان به طرف دره وزراب گريخت و خاقان منصور بر فرار شاه‌زاده اطلاع يافته ابو المحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا را با جمعى از امرا و انجكيان و فوجى از عساكر نصرت‌نشان بتكامشى دشمنان روان كرد و شاه‌زادگان ايلغار نموده سلطان محمد مير آخور كه قراول ايشان بود در دره وزراب بچنداول جنود سلطان مسعود ميرزا رسيد و بين الجانبين غبار جنك و شين ارتفاع يافته سلطان محمد بىتحاشى بر صف حصاريان تاخت و غايت مردانگى و جلادت ظاهر ساخت اما بحسب تقدير به زخم شمشير يكى از اعدا از پاى درآمده پسرش نيز دستگير شد و متعاقب آنواقعه شاهزادگان به آن مكان رسيده مخالفان عنان بوادى فرار گردانيدند و بوضوح انجاميد كه سلطان مسعود ميرزا بانواع لطايف الحيل بذروهء جبلى كه در بلندى با منزل زحل دعوى برابرى مىنمايد صعود نموده و چون در آن كوه برف بسيار بود از جنس نمد و پلاس هرچه همراه داشته بر زبر برف گسترده و از آن جانب كوه پايان شتافته و عنان هزيمت به طرف شهر سبز تافته بناء على هذا ابو المحسن ميرزا و محمد محسن ميرزا صلاح در مراجعت دانسته روز چهارشنبه بيست و سيم جمادى الاخرى باردوى اعلى ملحق گشتند و خاقان منصور از واقعه سلطان محمد ميراخور تاسف خورده اقربا و اتباعش را بپرسش و نوازش سرافراز و مفتخر گردانيد و همانروز امير عمر بيك و سليمان تركمان بموجب فرمان واجب الاذعان جهة استمالت متوطنان آن حدود توجه نموده خواطر دور و نزديك و ترك و تازيك را بعواطف بيدريغ تسلى بخشيدند و بغايت عنايت و عدالت خسروانه اميدوار گردانيدند لا جرم خاص و عام ولايت حصار شادمان خرم و شادمان عنان عزيمت باردوى همايون تافتند و التجا بسده سدره انتما كرده در ظلال لطف و احسان بيكران از تاب آفتاب حوادث نجات يافتند و احكام مطاع لازم الاتباع بنفاذ انجاميد كه هيچكس از اعالى و اوانى سپاه انجم جاه بيكدانه جو و يكمن كاه متعرض و مزاحم هيچ آفريدهء نگردد و اگر خلاف حكم بظهور پيوندد در عوض هرپشيزى سرى و بجرم هرضررى سرورى تلف خواهد گشت و در روز پنجشنبه بيست و چهارم اردوى نصرت بزك از النك جوزى كوچ فرمود موضع سمجك محل نصب سرادقات سلطنت و استقلال شده همانروز حكم همايون نفاذ يافت كه از لشگريان مظفر حسين ميرزا سه هزار مرد در سايهء علم شاهزاده فريدون حسين ميرزا و امير مبارز الدين محمد ولى بيك و امير ابراهيم جغتاى و امير محمد سعيد ارغون از آب عبور نموده بسلطان بديع الزمان ميرزا ملحق گردند و آنحضرت از آن جانب آب و مظفر حسين ميرزا از اين طرف توجه قندز را وجه همت سازند و باطفاء نايرهء مخالفت و عناد امير خسرو شاه پردازند و روز شنبه بيست و ششم يكى از نوكران ميرزا مظفر حسين گوركان حليمه نام بپايهء سرير گردون احتشام رسيده عرضه داشت شاهزاده را با مكتوبى كه سلطان بديع الزمان ميرزا فرستاده بود رسانيد مضمون آنكه خسرو شاه قدم جرأت و جسارت از قندز بيرون نهاده و